مقدمه ای بر معاملات روزانه

0

معامله روزانه (Day Trading) چیست و چرا شما باید به آن اهمیت بدهید؟

معامله روزانه به علت بالا بودن حجم معاملات روزانه ی شما می تواند به شدت سودآور باشد. این کار مثل یک بازیکن بازی پوکر می ماند که سعی می کند در میزهای زیادی بازی کند؛ تا اینکه بتواند مقدار سود و احتمال برنده شدنش را به حداکثر برساند. معامله کردن روزانه هم به همین شکل است.

در معامله کردن روزانه، شما در هر معامله به دنبال مقدار مشخصی سود، هرچند کم هستید ولی در مجموع همه ی آنها جمع میشوند و برایند بزرگی را نشان میدهند.
این مصداق بارز ضرب المثل “قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود” است.

حال ممکن است بعضی ها بگویند که معامله روزانه جواب نمیده و ارزش نداره و شما نمیتونید برایند مثبتی را داشته باشید؛ باید بگویم که این ادعاها همه شان نادرست هستند.

به عنوان مثال، آقای Stefano Serafini که در سال 2017 برنده جام قهرمانی مسابقات معاملات فیوچرز شد و توانست در سال، 217 درصد سود کند؛ یک معامله گر روزانه بودند. بقیه شرکت کنندگان در این مسابقه هم که رتبه های خوبی به دست آوردند بازهم معامله گر روزانه بودند.

برهمین اساس، شما باید زیاد به ادعاهایی که میگویند معامله کردن روزانه جواب نمیده اهمیت ندهید. افراد زیادی هستند که روزانه از طریق معامله کردن روزانه سودهای خوبی میکنند؛ پس چرا شما نتوانید؟

حال قبل از اینکه بیشتر وارد دنبای معامله روزانه بشویم، بهتر است تعریف دقیقی از معامله کردن روزانه داشته باشیم.

معامله روزانه شامل معامله کردن قراردادی مالی یا جفت ارزها و … در طول یک روز کاری یا یک سشن معاملاتی است که بسته به نوع قراردی است که میخواهید معامله بکنید.

معامله گران روزانه در پایان روز یا سشن معاملاتی همه ی پوزیشن های خودشان را میبندند.

معامله کردن روزانه در همه ی بازارهای مالی اعم از فارکس، سهام، فیوچرز، کامودیتی ها و شاخص های جهانی کاربرد دارد.

هر روزه معامله گران سازمانی هستند که روزانه معامله میکنند یا افرادی هستند که روزانه برای خودشان معامله میکنند یا سرمایه های افراد دیگر را مدیریت میکنند؛ آنها هم براساس معامله روزانه معامله میکنند.

حال که شناخت کلی از معامله روزانه پیدا کردیم ببینیم که مزایا و معایب معامله روزانه چیست؟

مزایا و معایب معامله کردن روزانه

معامله کردن روزانه به نسبت معامله کردن در تایم فریم های بالاتر، مزایای خود را دارد ولی این مزایا به قیمت چالش هایی است که شما روزانه باید با آنها دست و پنجه نرم کنید.

یک از مهمترین مزایای معامله کردن روزانه این است که در تایم فریم های پایین تر، قیمت با نوسانات بیشتری حرکت میکند و به شما موقعیت های مختلف و ستاپ های معاملاتی بیشتری را می دهد.

یکی دیگر از مزایای معامله روزانه این است که، شما خود را از خطر نوسانات شدید بازار که ممکن است ناشی از اخبار اقتصادی باشد در امان نگه می دارید.

این اتفاقات ممکن است وقتی رخ بدهند که شما خواب باشید و نتوانید که معامله خود را مدیریت بکنید.

پس با بستن معاملات خود در پایان روز یا سشن معاملاتی، شما خود را از خطر تغییرات ناگهانی در بازار آسوده می کنید.

در جلسه ششم دوره رایگان مقدماتی فارکس کریس کاپری، شما یاد می گیرید که سبک معاملاتی مناسب با خودتان را پیدا کنید و در مورد مزایا و معایب هرکدام از آن ها اطلاعات جامعی کسب کنید.

از طرف دیگر، معامله کردن روزانه چالش های خاص خودش را دارد.

معامله کردن میان روزی، یعنی شاهد تغییرات سریع قیمت بودن، که این خود ممکن است بر تصمیمات شما اثر بگذارد و شما را وادار کند که سریع تر تصمیم بگیرید و همچنین بار شناختی (Cognitive load) خود را بالاتر ببرید.

در آینده بیشتر در مورد بالا رفتن تعداد معاملات، بار شناختی و هزینه های تراکنش حرف خواهیم زد.

فعلا بدانید که معامله کردن روزانه، مزایا و معایب خاص خود را دارد که شما باید با آنها کاملا آشنا باشید.

آیا معامله کردن روزانه مناسب شرایط شما است؟

اول از همه بگویم که اگر در عرصه ی معامله گری تازه کار هستید به شما پیشنهاد میکنم که با معامله کردن روزانه شروع نکنید؛ تا وقتی که مهارت های لازم و آشنایی کامل با مفاهیم رفتار حرکتی پیدا نکردید، وارد عرصه معامله گری روزانه نشوید.

چرا این حرف را زدم؟

برای معامله کردن روزانه شما باید بتوانید تمام دانسته های خود در مورد مفاهیم رفتار حرکتی قیمت را در لحظه به کار ببرید.

وقتی که مارکت در تایم های پایین تر سریع تر حرکت میکند، به شما فرصت فکر کردن زیادی نمیدهد.

شما باید قبل از آن دانسته های خود را به مهارت غریزی تبدیل کنید و همگام با حرکت قیمت شما هم تصمیمات درست بگیرید.

بر همین اساس، شما باید از خودتان سوال بکنید که آیا شما میتوانید برای تحلیل چارت ها زمان صرف کنید و سناریوهای احتمالی مختلف را در نظر بگیرید؟

آیا می توانید قبل از اقدام به عملی فکر کنید یا اینکه جزو افرادی هستید که با کوچکترین تغییرات زود مضطرب می شوید و استرس زیادی را به خود وارد میکنید؟

آیا شما جزو افرادی هستید که یک شغل ثابت دارید و در روز کلا یک یا دو ساعت وقت اضافه دارید؟

اگر جواب شما این است که انسان مضطربی هستید یا وقت اضافه کمی دارید، باید بر تصمیم خود مبنی بر معامله کردن روزانه تجدید نظر کنید.

از طرف دیگر، آیا شما توانایی این را دارید که در موقعیت های جدید زود تصمیم بگیرید و براساس تصمیمات خود اقدام کنید؟

یا اینکه آیا در روز چندین ساعت بدون وقفه وقت آزاد دارید که بتوانید موقعیت های معاملاتی خوب را در مارکت پیدا کنید و بتوانید از آنها استفاده بکنید؟

اگر جواب شما به این دو سوال بله است؛  پس بهتر است با دید جدی تر به معامله کردن روزانه نگاه کنید.

نکته ی کلیدی اینجاست که شما قبل از تصمیم گیری در این مورد، باید شناخت کافی از خود داشته باشید و با نحوه ی تفکر و شخصیت خودتان آشنایی کامل داشته باشید.

وقتی که به چنین درکی رسیدید، آن موقع میتوانید معامله کردن را هم براساس شخصیت تان وارد زندگی تان بکنید؛ این یک عامل بسیار مهم در میزان موفقیت شما در بازارهای مالی است.

تایم فریم های مناسب برای معاملات روزانه

عموما تایم فریم هایی که برای معاملات روزانه استفاده میشود: شامل تایم های یک ساعته (H1) ، سی دقیقه (M30) ، 15 دقیقه (M15) ، پنج دقیقه (M5) ، و یک دقیقه (M1) است.

تایم های بالاتر از یک ساعت، مناسب معاملات روزانه نیستند، زیرا ایجاد تغییرات عمده در تایم های بالاتر به زمان زیادتری از طول روز یا سشن معاملاتی نیاز دارد.
اگر دیدید یکی گفت که تایم های یک دقیقه و 5 دقیقه صرفا نویزی در بازار هستند به حرف آنها گوش ندهید؛ هر تایم فریمی شرایط مختص به خود نسبت به بازار و مفاهیم رفتار حرکتی قیمت دارد.

تایم های پایین تر اطلاعات بیشتری را در اختیار شما قرار می دهد، ولی داده های تاریخی کمتری به شما میدهد. در حالی که تایم های بالاتر اطلاعات کمتری به شما می دهد و از طرف دیگر داده های تاریخی بیشتری در اختیار شما قرار می دهد.

برای اینکه درک درست تری از تایم فریم ها داشته باشید، به آنها به عنوان لنزهای دوربین نگاه کنید؛ که براساس هر لنز اطلاعات خاصی را به شما می دهد و ویژگی های مختص به خودشان را دارند.

عکس زیر میتواند کاملا این مطلب را برای شما روشن کند.

وقتی که به این سه عکس نگاه کردید، متوجه چی شدید؟

اگر از عکس سمت چپ شروع کنیم، می بینیم که از لنز 18mm استفاده کرده است که به شما تصویر وسیعی از منظره می دهد.

در عکس وسطی، از لنز 55mm استفاده کرده که همان عکس قبلی را با جزئیات بیشتر به شما نشان میدهد.

در عکس سمت راست هم از لنز 200mm استفاده شده که صرفا بر روی یکی از قله های کوه زوم کرده است که جزئیات این قله را به خوبی نشان داده است.
خب ما از سه لنز مختلف استفاده کردیم در حالی که هرسه یک منظره را نشان میدادند ولی با جزئیات و شرایط مختص به خودشان.

شما برهمین اساس هم باید به مبحث تایم فریم ها در پرایس اکشن نگاه کنید.
هر کدام از تایم ها لنزی هستند که مفاهیم رفتار حرکتی قیمت و جریان سفارشات در پس آن را به ما نشان می دهد.
پس، هر تایم فریمی جایگاه خود را دارد.

نکته ی مهم این است که شما از تایم فریم هایی استفاده بکنید که با شرایط کاری شما هماهنگ باشد.

انتظارات در مقابل فراوانی

همانطور که قبلا گفتیم، در معاملات روزانه شما تعداد بیشتری معامله می کنید با حد سودهای کمتر؛ که این خود میزان موفقیت و انتظارات شما از معامله را مشخص می کند.

در این قسمت، ما در مورد میزان موفقیت معامله، میزان تعداد معاملات، انتظارات ما و اینکه چگونه این موارد بر میزان عملکرد و سوددهی ما تاثیر خواهند گذاشت حرف خواهیم زد.

نگرش غالب این است که به میزان ریسک دید دو بعدی داشته باشند و آن را در قالب ریسک به ریوارد بسنجند؛ ولی ما دیدی سه بعدی نسبت به این قضیه داریم و میزان دقت (Accuracy) را هم در نظر می گیریم.

در کل میزان عملکرد و سوددهی ما را سه مورد تعیین میکنند:

  1. میزان دقت (درصد برد در مقابل باخت)
  2. میانگین ریسک به ریوارد ما در هر معاملات
  3. تعداد معاملات

همه ی این موارد میزان موفقیت شما در معاملات و انتظارات شما را مشخص می کنند.
به ما می گوید که پس از هزاران هزار معامله ای که میکنیم چه انتظاری داشته باشیم.

برهمین اساس، لازم است که درک درستی از میزان تاثیرات این سه را بر معاملات روزانه خود داشته باشید.

برای اینکه بدانید این سه مورد چگونه بر میزان موفقیت و عملکرد شما تاثیر خواهند گذاشت؛ فرض کنید فردی (A) با میزان دقت 60 درصد داریم که هر ماه 5 معامله انجام میدهد و حد ضرر او هم 100 پیپ است و حد سودش هم 200 پیپ و همچنین در هر معامله هم یک درصد از مارجینش را استفاده میکند.
در پایین، نجوه ی سوددهی ایشان را حساب کرده ام.

5 معامله در طول دوازده ماه = 60 معامله در سال

60 معامله × 60 درصد میزان دقت = 36 معامله سودده و 24 معامله ضررده

26 معامله ی سودده و اگر هر معامله 200 پیپ سود کند = 7200 پیپ سود

24 معامله ضررده و هر معامله 100 پیپ ضرر کند = 2400 پیپ ضرر

سود کلی = %48+ سود یا 4800 پیپ سود

حال فرد دیگری (B) سیستم معاملاتی مشابه فرد A دارد ولی میزان دقت خودش را 10 درصد کاهش داده ( فرضا اینکه این فرد با معامله کردن در تایم های پایین تر میزان دقتش پایین آمده) ولی تعداد معاملاتش زیاد تر شده.

این فرد در هر ماه 20 معامله انجام میدهد که تقریبا میشود 5 معامله در هر هفته.
حد ضررش 50 پیپ است و حد سودش هم 100 پیپ ( نسبت ریسک به ریوارد با فرد قبلی یکسان است). میزان سوددهی این فرد اینگونه حساب شده است:

20 معامله در هر ماه = 240 معامله در سال

240 معامله با 50 درصد دقت = 120 معامله ی سود ده و 120 معامله ضررده

120 معامله سودده با 100 پیپ سود برای هر معامله = 12000 پیپ سود

120 معامله ضررده با 50 پیپ ضرر برای هر معامله = 6000 پیپ ضرر

سود کلی = %120+ سود یا 6000 هزار پیپ سود کلی

حال اگر این دو فرد را با هم مقایسه کنیم، فرد B که روزانه معامله کرده توانسته 120 درصد سود کلی داشته باشد در حالی که کسی که معاملات بلند مدت تری داشته توانسته 48 درصد سود کلی بکند؛ در حالی که میزان ریسک به ریوارد و سیستم معاملاتی آنها یکسان بوده.

حال اگر فرد A سیستمی داشته باشد که 70 درصد میزان دقتش باشد که چنین میزان دقتی به احتمال خیلی کم وجود دارد. اگر فرد فقط یک درصد از مارجینش را استفاده کند میزان سود دهی ایشان اینگونه است.

5 معامله در طول 12 ماه = 60 معامله در سال

60 معامله با دقت 70 درصد = 42 معامله سودده و 18 معامله ضررده

42 معامله سودده با 200 پیپ سود برای هر معامله = 8400 پیپ سود

18 معامله ی ضررده با 100 پیپ ضرر برای هر معامله = 1800 پیپ ضرر

سود کلی = %66+ سودکلی یا 6600 پیپ سود کلی

همانطور که میبینید اگر فرد A به نسبت فرد B بتواند میزان دقتش را 20 درصد بالاتر ببرد که چنین کاری تقریبا ناممکن است، فرد B بازهم سود بیشتری میکند.

حال ممکن است مثال های بالا را خیلی ساده کرده باشیم ولی ما در دوره ی پیشرفته ی پرایس اکشن به شما یاد میدهیم که چگونه انتظارات و میزان موفقیت خود در معاملاتتان را براساس میزان عملکرد خودتان حساب کنید و اینکه به شما یاد می دهیم که چگونه میزان انتظارات و موفقیت خود را بالاتر ببرید.

معامله روزانه و مفاهیم رفتار حرکتی قیمت

سوا از اینکه شما روزانه معامله می کنید یا بلند مدت تر، شما باید بتوانید جریان سفارشات غالب در بازار را تشخیص بدهید و هم جهت با آنها حرکت کنید.

در همین راستا شما برای اینکه بتوانید به درستی مفاهیم رفتار حرکتی قیمت را تشخیص بدهید، نیاز دارید به تایم فریم های بالاتر رجوع کنید.
پس شما در تایم بالا باید جهت مارکت را مشخص کنید و در تایم های پایین تر تصمیم خود را بگیرید و معامله ی خود را انجام بدهید.

برای اینکه این مطلب را بهتر یاد بگیرید بذارید روی چارت آن را توضیح بدهم.

در زیر، شما چارت یک ساعته ی NZDUSD را مشاهده میکنید.
همانطور که میبینید این جفت ارز در یک روند نزولی قرار دارد. اگر تایم یک ساعته تایم بالاتر ما محسوب شود؛ میبنیم که غالب جریان سفارشات در بازار به سمت فروش میل میکند.
ما هم باید در تایم های پایین تر بیشتر به دنبال موقعیت های ورود برای گرفتن پوزیشن فروش باشیم.

حال بیاید به هرکدام از نواحی مشخص شده در تایم 15 دقیقه (تایم فریم پایین تر) نگاه کنیم که به ما اطلاعات بیشتری در مورد رفتار حرکتی قیمت به ما میدهد.

ناحیه مشخص شده ی یک

با نگاه به تایم فریم 15 دقیقه میتوانیم اطلاعات بیشتری در مورد روند نزولی در تایم بالاتر داشته باشیم. که این خود به ما کمک میکند که موقعیت های ورود بهتری را پیدا کنیم.

در این مثال میبینید که در این سطح قیمت به خوبی یک سطح حمایتی تشکیل داده که بعدا آن را شکسته و وقتی که قیمت به آن پولبک زده موقعیت ورود بسیار خوبی را در اختیار ما قرار داده است.

ناحیه مشخص شده 2

همان ساختار قبلی را هم در اینجا شاهد هستیم.

ناحیه مشخص شده 3

در اینجا وقتی که از قدرت روند نزولی کاسته شد، قیمت در یک ناحیه رنج اصلاحی کوچک قرار گرفت که بالای این ساختار اصلاحی به ما دو موقعیت عالی برای گرفتن پوزیشن فروش داده است.

امیدوارم این مثال ها به خوبی به شما نشان داده باشد که ما چگونه در تایم های بالاتر سعی میکنم مفاهیم رفتار حرکتی قیمت را تشخیص بدهیم و جریان سفارشات در پس آن را بخوانیم و اینکه چگونه در تایم های پایین تر برای دیدن جزئیات بیشتر در مورد رفتار حرکتی قیمت و پیدا کردن نقاط ورود بهینه استفاده می کنیم.
در چنین روندهایی هرکس که خلاف جهت روند معامله کند به احتمال زیاد معاملات ضررده زیادی داشته باشد.

وقتی که روزانه معامله می کنید نیاز است که بار شناختی خود را افزایش دهید.

همانطور که قبلا گفتم معامله کردن میان روزی؛ یعنی شاهد حرکات سریع قیمت در چارت بودن؛ که این خود نیاز دارد که شما هم قدرت تصمیم گیری سریع تری داشته باشید. با این کار شما بار شناختی (Cognitive load) خود را بالاتر میبرید.

حال ممکن است برایتان سوال پیش بیاید بار شناختی چیست؟
بارشناختی؛ شامل همه ی تلاش های ذهنی است که در حافظه ی کارکردی شما انجام میشود. که این حافظه به مانند حافظه کامپیوتر می ماند و به این برمی گردد که این کامپیوتر چقدر میتواند داده در خود ذخیره بکند و بتواند آنها را پردازش کند.

داشتن بار شناختی بیشتر به این معنی است که شما میتوانید در زمان کمتر انرژی بیشتری را مصرف کنید که این خود بر میزان تصمیم گیری های شما اثر میگذارد.

معامله گران غالبا دوست دارند که در تایم های پایین تر معامله بکنند، زیرا دوست دارند که هرچه زودتر نتیجه ی دلخواه خود را کسب کنند. ولی چون تجربه ی کافی را در این زمینه ندارند و نمیتوانند این حجم از اطلاعات را سریع هضم کنند، منجر میشه که پس از مدتی قدرت تصمیم گیریشیان ضعیف شود و اشتباهات بیشتری داشته باشند.

این اشتباهات خود به مرور منجر به ایجاد استرس بیشتر در معاملات آتی میشود که اینها همگی منجر میشوند که معامله گر در یک سیکل منفی قرار بگیرد.

حال برای حل این مشکل دو راه است:

  1. استفاده از بار شناختی را کمتر کنید.
  2. یا به درستی از افزایش مقدار بار شناختی استفاده کنید.

اول از همه، یکی از عوامل کاهش دادن بار شناختی این است که دانسته های خود را به مهارت تبدیل کنید.
هرچه دانسته ای را بهتر بفهمید و بتوانید آن را به یک مهارت تبدیل کنید که به خوبی در ذهن شما جای گرفته است و بخشی از ناخودآگاه شما قرار گرفته باشد، شما انرژی کمتری صرف انجام آن فعالیت می کنید.
یک مثال خوب در این مورد رانندگی کردن است.

وقتی که شما به تازگی گواهینامه می گیرید، رانندگی کردن برایتان سخت است به خصوص وقتی که در ترافیک هستید. این به این علت است که شما هنوز رانندگی کردن را به یک مهارت برای خود تبدیل نکرده اید و این اقدامات بخشی از ناخودآگاه شما نشده است. بر همین اساس شما نیاز دارید که تمرکز زیادی روی کاری که انجام می دهید داشته باشید. ولی اگر چند سال تمرین کردید و در شرایط مختلف رانندگی کردید اون موقع دیگر نیاز نیست که برای هر شرایط شما تمرکز زیادی داشته باشید و انرژی زیادی را صرف این کار بکنید.

در مورد معامله کردن هم همینطور است.
قبل از اینکه شما معامله کردن روزانه را شروع کنید که به نوع خودش یکی از کارهای پرچالش است، نیاز دارید که دانسته های خود را به مهارت تبدیل کنید و آنقدر آنها را تمرین کنید تا اینکه وارد ناخودآگاه شما شود.

عامل دیگری که به شما کمک میکند که بار شناختی خود را کم کنید این است که نگرش درستی را در ذهن خود به وجود بیاورید و بتوانید احساسات خود را کنترل کنید.

اگر نگرش ذهنی اشتباهی داشته باشید و اجازه بدهید احساسات بر افکار شما غالب شوند آن وقت شما بار اضافی ای به بار شناختی خود اضافه میکنید که منجر به کاهش عملکرد درست شما میشود.


در دوره ی پیشرفته ی پرایس اکشن در بخش مدیریت سرمایه و احساسات به شما یاد میدهیم که چگونه نگرش درستی در مورد معامله کردن در ذهن خود ایجاد کنید.

افزایش هزینه های معامله گری

وقتی که شما میان روزی معامله میکنید، هزینه ی تراکنش هایی که برای هر معامله پرداخت میکنید هم عامل مهمی است که باید حتما مدنظر قرار بدهید.

هرچند که هزینه ی این تراکنش ها کم به چشم میخورد ولی بر تعداد زیاد آنها هم بخش زیادی از سرمایه شما را درگیر میکند.

به عنوان مثال فرض کنید یک معامله گر روزانه و یک معامله گر بلند مدت (Swing trader) تصمیم دارند که در یک قیمت پوزیشن خرید بگیرند.
معامله گری که بلند مدت کار میکند حد سود و حد ضرر بزرگتری را برای خود در نظر میگیرد.

حال فرض کنیم که معامله گری بلند مدت حد سود 100 پیپی برای خود در نظر گرفته در حالی که معامله گر روزانه 20 پیپ حد سود وی است و برای هردو مقدار اسپرد هم 2 پیپ است.

خب، این مقدار اسپرد برای معامله گر روزانه یعنی 10 درصد از پتانسیل سودش ولی این مقدار برای معامله گری که بلند مدت کار میکند فقط 2 درصد است و وی میتواند 98 درصد از سود خودش را برداشت کند.درحالی که معامله گر میان روزی فقط 90 درصد از پتانسیل سودی که خواهد کرد را میتواند برداشت کند.

هرچند که این مقدار برای معاملات کم شاید زیاد به چشم نیاید ولی در بلندمدت بخش بزرگی از پتانسیل سود شما را درگیر خود میکند.

خب، حال ممکن است این یک مثال ساده انگارانه باشد، زیرا جدای از اسپرد ما هزینه ی سواپ و کمیسیون را هم داریم.
در کل باید بگم که معامله کردن روزانه در قبال معامله کردن بلند مدت پر هزینه تر است.

حال ممکن است با انجام معاملات بیشتر سود به دست آمده مقدار هزینه ای که برای تراکنش ها و … انجام می شود برگردد ولی به عنوان یک معامله گر روزانه باید سعی کنید این هزینه ها را به کمترین مقدار خودش برسانید.

مدیریت ریسک و سرمایه

ریسک کردن بخش جدایی ناپذیری از معامله کردن است. برای اینکه بتوانید از معامله گری سود کنید، حتما نیاز است که ریسک هم در کنارش داشته باشید.
ولی این ریسک باید حساب شده و کنترل شده باشد؛ چون مدیریت ریسک ضعیف می تواند به فاجعه منتهی شود و در بدترین شرایط می تواند شما را کال مارجین (همه ی سرمایه تان را از دست بدهید) کند.
پس شما به عنوان یک معامله گر باید اولویت اول شما مدیریت ریسک و سرمایه درست باشد.

در دوره ی پیشرفته ی پرایس اکشن من به دانشجوهام پیشنهاد میکنم که در سیستم معاملاتیشان چهار چهارچوب را رعایت کنند. که شامل:

  1. بیشترین مقدار ریسک در هر معامله
  2. بیشترین مقدار ریسک در هر روز
  3. بیشترین مقدار ریسک در هر هفته
  4. بیشترین مقدار ریسک در هر ماه

بیشترین مقدار ریسک شما در هر معامله باید براساس میزان ریسک ورشکستی شما باشد. به عنوان مثال اگر شما به هیچ عنوان ریسک ورشکستگی را قبول نمی کنید، پس اصولا طبق قواعد ریاضی هیچ وقت نمی توانید کال مارجین بشوید.

بیشترین مقدار ریسک در هر روز هم مقدار حد ضرری است که شما برای روز خود قرار میدهید تا این که در آن روز بیشتر از این مقدار ضرر نکنید.
بیشترین مقدار ریسک در هر هفته و هر ماه هم به همین منوال است.

این را هم بیان کنم که این مقدار ریسک تعداد معاملات شما را تعیین نمیکند.
در این مورد بیشتر حرف خواهم زد.

همچنین من به شما پیشنهاد میکنم که در هر معامله بیش از یک درصد از سرمایه تان را دخیل نکنید. هرچند برای معامله گران روزانه در اوایل کارشان پیشنهاد میکنم که حتی کمتر از یک درصد از سرمایه شان را برای معامله ای دخیل کنند.

آماده سازی

به عقیده ی من، آماده سازی برمیگردد به بازی های ذهنی، یعنی اقداماتی که قبل اینکه شما پشت چارت بشینید باید انجام بدهید.

حتما دیده یا شنیده اید که ورزشکاران حرفه ای قبل از شروع مسابقه ای مهم از لحاظ ذهنی خودشان را آماده میکنند.

آقای Aaron Rogers قهرمان لیگ فوتبال آمریکایی، همیشه قبل از مسابقاتش، شب قبل از مسابقه وقت زیادی را صرف آماده سازی ذهن خودش میکرد.

در مورد معامله گری هم شما هم باید همین نگرش را داشته باشید. همه ی معامله گران موفقی که من با آنها در ارتباط بوده ام این کارها را همیشه انجام داده اند. پس، شما باید آمادگی ها ذهنی قبل از معامله کردن را جزوی از برنامه ی خود قرار بدهید.

بارها پیش آماده که از دانشجوهام پرسیده ام که قبل از اینکه پشت چارت بشینید چیکار میکنید. اغلب آنها به این موارد اشاره کرده اند:

  • نوشیدن یک یا دو لیوان قهوه
  • بررسی تقویم اقتصادی آن روز
  • نگاه کردن به چارت و بعد شروع میکنند به معامله کردن
    کل مراحل آمادگی آنها به این موارد ختم میشود.

این برای من خیلی تعجب آوره. شاید دلیل تعجبم این باشد که من خودم دوره های ورزش های رزمی را گذرانده ام، به طور نیمه حرفه ای فوتبال کرده ام و در مسابقات تیر و کمان شرکت کرده ام.

اینها منجر شده اند که من قبل از شروع هر کار مهمی آمادگی هایی ذهنی برای خودم داشته باشم. باید به شما هم بگم یکی از کلیدهای موفقیت شما در بازارهای مالی هم همین آمادگی سازی ها است.

به عنوان مثال، شما وقتی که میخواهید معامله بکنید، کارهای زیادی از قبیل:

  • گرفتن تصمیم های مهم و محاسبه ی ریسک خود.
  • استفاده کردن از حافظه بلند مدتان و بهره گیری از مهارت یافتن الگوهای معاملاتی در چارت.
  • کنار آمدن با مسائل روانشناسی در مورد نگرش شما در مورد پول و مقدار سرمایه تان.
  • ساعت ها نشستن بر روی صندلی که فعالیت بدنی کمی دارید درحالی که فعالیت ذهنی زیادی دارید.
  • استفاده ی زیاد از بخش لیمبیک مغزتان زیرا بیشتر به دنبال این هستید که زود نتیجه کارتان را ببینید.

آیا در اینجا متوجه یک الگوی رفتار شدید؟

جدای از مورد چهارم، بقیه موارد برمی گردد به نحوه ی نگرش شما.
مهمترین ابزاری که شما در هنگام معامله گری استفاده میکنید ذهن خود شما است. پس آماده سازی ذهنتان هم مسئله ای بسیار مهم است.

این سوال ها را از خودتان بپرسید؟

  • آیا یک بازیکن حرفه ای فوتبال قبل از شروع مسابقه ای حرکات تمرینی و نرمشی انجام نمیدهد؟
  • آیا یک مربی فوتبال قبل از شروع مسابقه با تیم حریف، ساعت ها وقت صرف دیدن مسابقات تیم مقابل نمیکند؟
  • آیا یک تیرانداز ماهر قبل از شروع مسابقه چند تیر تمرینی انجام نمیدهد؟

مسلما که اینطور است و همه این موارد دلیل دارد. همه ی افراد حرفه ای قبل از شروع کاری یا انجام دادن مهارتی، خودشان را آماده میکنند.
خب، چرا شما این کار را نکنید؟
چرا شما قبل از شروع به معامله کردن ذهن خودتان را آماده نکنید؟

خب، برای اینکه بخواهید ذهنتان را قبل از معامله کردن آماده کنید، میتوانید این کارها را انجام بدهید.

اول از همه به شما پیشنهاد میکنم که سحرخیز باشید و هر روز صبح زود دوش بگیرید.

سیستم مرکزی عصبی شما برای اینکه کاملا با بدن شما هماهنگ شود نیاز به اقدامات خاصی دارد.
اگر شما هنگامی که خورشید طلوع میکند، از خواب بیدار شوید، بدن شما یک سلسله پروتئین در مغز شما تولید می کند که شما را در طول روز برای کارهای پرتنش آماده می کند.
دوش گرفتن به ذهن شما و بدن شما کمک میکند که بیدار شود و برای روز پیش رو خودش را آماده کند.

پیشنهاد دیگر من به شما این است که بعضی حرکات تمرینی انجام بدهید؛ حال چه حرکات فیزیکی باشد یا ذهنی. اگر هردو باشد که خیلی بهتر است.
من خودم هر روزه قبل از اینکه کاری انجام بدهم یا تصمیم مهمی بگیرم یوگا تمرین میکنم و هر روزه هم مدیتیشن انجام میدهم.

یوگا به من کمک می کند که نفس کشیدن هایم آرام تر شود و همین به من کمک میکند که بهتر بتوانم احساسات و افکارم را کنترل کنم. در ضمن شما نیاز دارید که بدن سالمی داشته باشید که بتوانید ساعت ها بر روی صندلی بنشینید.

مدیتیشن هم به من کمک میکند که ذهنم را جلا بدهم و با آگاهی بیشتری افکار و احساساتم را که بر معامله کردنم تاثیر خواهند گذاشت را مدیریت کنم. همچنین به من کمک میکند که وقتی میخواهم تصمیمی بگیرم بهتر فکر بکنم.

بعد از این ها من به مدت 10 تا 20 دقیقه در مورد اینکه امروز قرار است چیکار کنم فکر میکنم.
در مورد اینکه امروز قرار است چه چیزهایی را معامله کنم و اینکه چکار کنم که عملکرد بهتری داشته باشم.

اگر این کار ها را نمیکنید، حداقل وقتی که صبح معامله می کنید به شما پیشنهاد میکنم چون قرار است برای مدت طولانی ای بر روی صندلی بشینید حداقل چند حرکت کششی و نرمشی انجام بدهید و در مورد اینکه قرار است چیکار کنید یک کم تجسم فکری بکنید.

این را بدانید که نشستن طولانی مدت، به اندازه سیگار کشیدن مضر است. پس با در نظر گرفتن این موارد حتما حرکات فیزیکی در برنامه ی کاری خود قرار بدهید.

اگر هم شما بعد از کار خود میخواهید معامله بکنید حتما زمانی را صرف استراحت کردن و پاک کردن ذهنتان از مسائل کاریتان کنید بعدش پشت چارت بشینید.

معامله کردن روزانه و معامله کردن بیش از حد

جدای از اینکه شما معامله گری روزانه هستید یا بلند مدت، انجام دادن معاملات بیش از حد مشکلی است که گریبانگیر بسیاری از معامله گران است.
اینکه شما چرا بیش از حد معمول معامله میکنید دو دلیل اصلی دارد.

قبل از اینکه این دو مورد را بیان کنم، می خواهم چند مورد از احساسات معامله گرانی که دچار معامله کردن بیش از حد میشوند را بیان کنم.

آنها:

  • این احساس را می کنند که باید حتما از مارکت سود کنند یا اینکه می ترسند که موقعیتی را از دست بدهند که به عنوان FOMO معروف شده است.
  • بعضی از مواقع صبرشان را از دست می دهند و عجله می کنند.

این دو مورد را حتما مدنظر خودتان قرار بدهید زیرا خیلی مهم هستند.

قبل از اینکه علت معامله کردن بیش از حد را بیان کنم، بذارید تعریفی از آن داشته باشیم.

فرض کنید که شما یک سیستم معاملاتی دارید. من معامله کردن بیش از حد را اینگونه تعریف میکنم.

معامله کردن بیش از حد معامله کردن در خارج از چارچوب سیستم معاملاتی شما است.

پس اگر شما معامله ای خارج از سیستم معاملاتی خودتان انجام میدهید حال این متواند معامله ای خارج از حد ریسک شما باشد یا موردی باشد که در سیستم شما نباشد، معامله بیش از حد محسوب میشود.

هر معامله ای که در چارچوب سیستم معاملاتی شما باشد حال چه 10 معامله یا 100 معامله در ماه باشد، معامله بیش از حد محسوب نمیشود.
شما صرفا دارید از موقعیت های پیش رویتان بهره می برید.

شما در هر تایم فریمی میتوانید بیش از حد معامله بکنید. پس معامله کردن بیش از حد ربطی به تایم فریم ندارد بلکه به عدم انظباط کاری شما برمیگردد.

اگر شما نتوانسته باشید که سیستم معاملاتی تان را به یک مهارت تبدیل کنید که کاملا در ذهن شما جای گرفته باشد، نوع تایم فریم فرقی به حال شما نمیکند.

این مثل این میماند که شما عادت خوردن بیش از حد داشته باشید حال شما چه در رستوران باشید یا خانه خودتان این عادت را دارید. با تغییر محیط این عادت شما تغییر نمیکند.

اگر شما این عادت اشتباه معامله کردن بیش از حد را دارید، باید نگرشتان را تغییر بدهید.
قبل از اینکه در این مورد حرف بزنم که چگونه این کار را بکنید، بذارید چند نکته در مورد تعریف خودم از معامله کردن بیش از حد به شما بگویم.

به عنوان مثال اگر بازیکن بسکتبالی در یک مسابقه خیلی خوب بازی کند، دیگر بازیکنان هم مدام سعی میکنند توپ را به او برسانند زیرا نحوه ی عملکرد او در پیروزی آنها نقش مهمی دارد.

این در مورد معامله کردن هم صادق است.
اگر براساس سیستم معاملاتیتان که مفاهیم رفتار حرکتی باشد و شما در آن روز بارها موقعیت معاملاتی خوبی میبینید، چرا خودتان را محدود کنید.
عملکرد شما در پیروزی شما نقش بسیار مهمی دارد. در این مواقع شما باید به مارکت حمله بکنید و تاجایی که میتوانید از آن استفاده بکنید.

در طرف دیگر اگر روزی اتفاق افتاد که7،6 یا حتی 9 معامله ی ضررده پشت سرهم داشته باشید تا وقتی که به بیشترین حد ضرر روزانه تان نرسیده اید در مارکت به دنبال موقعیت معاملاتی باشید. حال ممکن است در آن روز همزمان پوزیشن خرید و فروش باز داشته باشید.

به نوع جالبی اغلب در چنین روزهایی یکی یا دو تا معامله ی خوب میتواند همه ی ضررهایی که کرده اید را برگرداند یا اینکه برایند شما را به سود برساند.
پس، معامله کردن بیش از حد به تعداد مشخصی معامله در روز محدود نمیشود.

اینکه شما پس از چند معامله ی ضررده دست از مارکت بکشید به این میماند که بازیکن فوتبالی پس از دادن چند پاس اشتباه از زمین بازی بیرون برود.

هدف شما باید این باشد که هر روز در حالی که به سیستم معاملاتی خودتان و مقدار ریسک و میزان فعالیت ذهنیتان پایدار هستید، بتوانید از مارکت بهره ببرید و پیروز میدان باشید.

پس تایم فریم ربطی به تعداد معاملات شما ندارد.

ممکن است معامله گری فقط در تایم های بالا معامله بکند ولی بازهم دچار معامله کردن بیش از حد شود. ریشه ای این کار برمیگردد به انظباط و توانایی ذهنی معامله گر؛ این هم برمیگردد به این که نگرش شما چه باشد.

اگر شما دانسته ها وسیستم معاملاتی تان را بخشی از ذهن خودتان نکرده باشید، نمیتوانید این انظباط را در کار خود داشته باشید. جدای از بحث تایم فریم ها، اگر شما مدام ترس این را داشته باشید که الان اتفاق بدی می افتد، شما دارید یک تنش روانشناسی در ذهن خود ایجاد می کنید.
این خود منتهی میشود به اینکه شما در یک سیکل منفی قرار بگیرید که بیرون آمدن از آن را برای شما سخت تر میکند.

خلاصه، باید بگویم که ما باید تعریف درست تری از معامله کردن بیش ازحد داشته باشیم و این ربطی به نوع تایم فریم ندارد.
هدف شما باید این باشد که صرفا طبق سیستم معاملاتی خودتان پیش بروید نه چیزی بیشتر از آن. که این شامل این میشود که هرجا نیاز بود حد ریسک خود را رعایت کنید.

هر روز کارهای خودتان را مرور کنید

آیا میدانستید که مربیان حرفه ای فوتبال هر هفته بیش از 20 تا 40 ساعت صرف دیدن ویدیوی بازهای اخیر تیمشان می کنند؟

بعضی وقت ها آنها بیش ازهر کارمندی بر روی کارشان وقت صرف میکنند؛ تنها برای اینکه بتوانند تیم شان را برای مسابقه ی بعدی آماده کنند. آنها از مسابقاتشان یادداشت برداری میکنند، بازی را از زوایای مختلف نگاه میکنند و سعی میکنند اشتباهات بازیکننان را پیدا کنند تا بتوانند اشتباهاتشان را رفع کنند.

  • شما برای مرور معاملاتتان چیکار میکند؟ برای رفع اشتباهاتتان چیکار میکنید؟
  • آیا شما یک ژورنال معاملاتی دارید که هر معامله ای که انجام میدهید داخل آن یادداشت کنید؟
  • آیا از تحلیلهایتان بر روی چارت فیلم ضبط میکنید تا بعدها آنها را ببینید و بتوانید اشکالات خود را پیدا بکنید و بتوانید بر معاملات خودتان نظر بدهید؟

آیا ماهانه، فصلی و سالانه سیستم معاملاتیتان را مرور میکنید؟
معامله کردن صرفا این نیست که وقتی مارکت باز شد شما هم پشت چارت بشینید و چهار دکمه فشار بدید.

معامله کردن هم مثل بقیه کارهای حرفه ای نیاز دارد که خودتان را برای چالش های آن آماده کنید.
معامله کردن یعنی داشتن چارچوب و یک سیستم معاملاتی مشخص، که مسیر شما را مشخص بکند و شما را از گمراهی نجات دهد.

معامله کردن یعنی آماده سازی خود قبل از معامله و مرور معاملات تان. ساده به شما بگم، شما تا وقتی که عملی را مرور نکردید نمیتوانید آن را تغییر بدهید.

همین الان از خودتان سوال کنید که شما برای مرور سیستم معاملاتی تان چیکار کرده اید و برای رفع اشتباهات تان چه کاری انجام داده اید؟

در دوره مقدماتی فارکس کریس کاپری، شما در طول حدود 5 ساعت آموزش، با مفاهیم اولیه و پایه ای بازار فارکس آشنا می شوید؛ همچنین در این دوره، نکات بسیار ارزشمندی درباره مدیریت ریسک و سرمایه و مدیریت احساسات بیان شده است.

منبع کریس کاپری

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه