اقتصاد به زبان ساده

0

چرا سیاست مداران دوست ندارند مردم از اقتصاد سر دربیاورند؟
چرا روز به روز دارایی که داریم، ارزش خود را از دست می دهد؟
چرا نباید وارد چرخه ی از پیش تعیین شده اقتصادی شویم؟
برای ما که در اجتماع زندگی می کنیم، الزامیست که از محیط پیرامون و تصمیماتی که برای ما در عرصه داخلی و خارجی می گیرند با خبر باشیم.
باید حقوق خود را کامل بدانیم تا بتوانیم آگاهانه تصمیم بگیریم.
همیشه در شبکه های تلویزیونی و کتاب های مربوط به اقتصاد، از لغات سخت و غیر قابل درک استفاد می کنند تا درک و فهم این موضوع برای ما دشوار باشد.
ما می خواهیم با زبان ساده تر، اقتصاد را توضیح و درک خوبی از اتفاقاتی که در زندگی روزمره می افتد داشته باشیم، همچنین با اصطلاحات اقتصادی و با بازیگران بزرگ اقتصادی در جهان آشنا شویم.
این اطلاعات در تصمیم گیری ما در امور مالی کمک فراوانی می کند.

اقتصاد چیست؟

علم اقتصاد در تصمیم گیری زندگی روزمره ما نقش بسیاری دارد؛ مثلا می خواهیم به یک سفر برویم، در این سفر ما مقدار محدودی پول داریم، ولی قصد داریم نهایت لذت را از این سفر ببریم.
اما با توجه به مقدار محدود پول و زمان باید برای این سفر برنامه ریزی کنیم، تا بتوانیم از منابعمان بهترین استفاده را کنیم و سفر خوبی را داشته باشیم.
در حقیقت به این برنامه ریزی، علم اقتصاد می گویند که بخش اعظمی از زندگی ما را احاطه کرده است.
در تعریف پیشرفته تر از اقتصاد، می توان اقتصاد را میزان تقاضای مردم دانست، به زبان ساده تر مردم چه چیزی را می خواهند و تقاضای آن ها از کالا و خدمات چیست.
این مجموعه دایره اقتصاد طبیعی مردم است.
حال زمانی که این سیکل یا این دایره با توجه به منابع محدود به هم بریزد، علم اقتصاد به وجود می آید.
اقتصاد علمی است که انسان را در محدودیت ها قرار می دهد و پیش بینی می کند که در آینده به چه چیزهایی نیاز دارد.
در دنیایی که ما زندگی می کنیم، نیاز را برای ما می سازند و اقتصاد را به وجود می آورند.
مثلا قبل از ویروس کرونا، آیا خرید و فروش ماسک تا به این حد وجود داشت؟!
البته اگر اقتصاد نبود بشریت تا این حد پیشرفت نمی کرد؛ اقتصاد شامل چند بخش است که در بخش های بعدی کامل تمام اجزای علم اقتصاد را بررسی می کنیم و تاثیر آن را بر نحوه معامله و سرمایه گذاری های که انجام می دهیم کامل شرح خواهیم داد.

اقتصاد خرد

به مجموعه تصمیماتی که برای یک جامعه محدود یا ملت یک کشور می گیرند اقتصاد خرد می گویند.
این شاخه از علم اقتصاد، به بررسی قیمت های مصرف کننده، میزان عرضه و تقاضا در یک جامعه، میزان شاغل بودن یا بیکاری، نرخ زمین در بنگاه ها، تعامل میان خریداران و فروشندگان و … می پردازد.
به طور کلی هر فروشی که انجام می شود از دیدگاه دیگر، یک خرید هم صورت می گیرد؛ پس باید یک تعامل بین خریداران و فروشندگان وجود داشته باشد.
کل بحث اقتصاد خرد از عرضه و تقاضایی که در بازار وجود دارد و قیمت نهایی را تعیین می کند به وجود می آید؛ ولی باز هم برخی از کشورها در قیمت تعیین شده تاثیر بسزایی دارند.

اقتصادی که کشورها به کار می گیرندبه طور کلی به دو بخش تقسیم می شود:

اقتصاد نقدینگی

می توان با یک جمله به این شیوه اقتصاد را تعریف کرد” پولهاتو جمع کن یه گوشی موبایل بگیر” پس به اقتصادی که در آن شما مجبور به این باشید که مقداری نقدینگی پس انداز کنید تا بتوانید به عنوان مثال یک مسکن بخرید، اقتصاد تقدینگی می گویند.
کشور ایران از این دسته است.

اقتصاد وام دهی

مثلا من الان قصد خرید مسکن دارم، اما نقدینگی مورد نیاز را برای خرید خانه ندارم و دولت و بانکها به من یک مسکن می دهند تا در آن زندگی کنم، ولی باید با اقساط پول آن را در سالهای آینده پرداخت کنم؛ به این شیوه اقتصاد وام دهی می گویند.
در این کشورها که اقتصاد بر پایه وام دهی کنترل می شود، نرخ بهره از اهمیت زیادی برخوردار است، در این کشورها باید نرخ تورم و رکود بسیار کنترل شود؛ مانند: آمریکا، کانادا و …
برای فهم مفاهیمی که در دو تعریف بالا به کار بردیم باید اصطلاحاتی را مورد بررسی قرار دهیم.

قبل از شروع این مفاهیم بهتر است کمی در مورد پول و تاریخچه به وجود آمدن پول بحث کنیم.
در گذشته مبادله های کالا به کالا صورت می گرفت، یعنی به ازای دو کیسه گندم یک کیسه برنج مبادله می شد، ولی انجام این گونه از معاملات برای تجار بسیار سخت بود؛ پس تجار به جستجوی مواد کمیاب و بسیار کاربردی در زندگی انسان پرداختند مانند نمک و بسیاری از معاملات را با نمک انجام می دادند.
نمک هم چون منابع محدودی داشت و در کنترل حاکمان نبود، از این رو به سمت فلزات کمیاب روی آوردند مانند طلا و نقره.
این دو فلز گران بها را با مهر حکومتی مورد معامله قرار می دادند ولی باز هم حمل حجم زیادی از سکه ها برای تجار کار بسیار مشکلی بود، پس با پشتوانه طلا شروع به نوشتن کاغذهایی کردند که گواهی مقدار زیادی طلا را می داد و این کاغذها مورد معامله قرار میگرفت که به تدریج تبدیل به پول امروزی شد.
حال از این تاریخچه بسیار مختصر یک نتیجه گرفته می شود که پشتوانه هر پولی باید مقدار طلای موجود در بانکهای آن کشور باشد؛ فقط دلار در این زمان هیچگونه پشتوانه طلایی ندارد.

رکود اقتصادی

اگر مقدار اجناس تولید شده در یک جامعه از مقدار پول در حال چرخش در آن جامعه بیشتر باشد رکود به وجود می آید.
رکود را به دوره بحرانی و کساد یاد می کنند، چرا که میزان تولید در یک جامعه پایین می آید و مزرعه ها و سایر املاک قیمت خود را از دست می دهند و کارگران با کمترین قیمت حاضر به کار می شوند.
در این دوره، نرخ بهره به شدت کاهش می یابد و بیکاری بسیار زیاد می شود؛ چون کارخانه ها تولید را متوقف می کنند و بدهکاران قادر به تسویه بدهی های خود نیستند.

تورم اقتصادی

اگر مقدار پول در یک جامعه از میزان کالا تولید شده در آن جامعه بیشتر باشد، تورم به وجود می آید. اگر میزان چاپ اسکناس از میزان پشتوانه طلا بیشتر باشد، تورم به وجود می آید و قیمت ها افسارگسیخته روز به روز گرانتر می شوند.
نرخ تورم اگر به میزان کنترل شده افزایش یابد، یعنی هر افزایش قیمتی که صورت می گیرد به همان میزان دستمزد کارگران نیز افزایش یابد می تواند باعث رشد اقتصادی شود؛ ولی اگر این تناسبات به هم بخورد، یعنی دولت دچار کسری بوجه شود و شروع به قرض کردن از بانک مرکزی کند تا بتواند کسری را جبران کند روز به روز شاهد کم شدن قدرت خرید در واحد پول خواهیم شد.
با توجه به آمار، نرخ تورم ایران بیش از 40 درصد است؛ یعنی این که هر روز ارزش پول ملی کم و کمتر می شود.
البته در بخش اقتصاد کلان بیشتر به موضوع رکود و تورم می پردازیم که دولت ها چگونه از این موضوع استفاده می کنند.

نرخ بهره

به زبان ساده به میزان سودی که باید کسی که وام از بانک می گیرد به بانک پرداخت کند یا سرمایه داری که پول خود رادر بانک می گذارد و به ازای پول خود سود میگیرد، نرخ بهره می گویند.
نرخ بهره توسط بانک مرکزی با توجه به شرایط اقتصادی تعیین می شود؛ یعنی هرچه نرخ بهره پایین تر باشد سرمایه دار کمتر ترغیب می شود که پول خود را در بانک نگهداری کند، پس شروع به فعالیت اقتصادی می کند و چرخه اقتصاد را به جریان درمی آورد.
پس نرخ بهره ابزار و اهرمی برای کنترل تورم در یک جامعه است.
نرخ بهره، در یک مقاله مجزا، به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.

اقتصاد کلان

به مجموعه تصمیماتی که دولت ها برای معاملات و تعاملات خود با دولت های دیگر می گیرند اقتصاد کلان می گویند.
این شاخه از علم اقتصاد، به میزان واردات و صادرات، سرمایه گذاری در کشورهای دیگر، میزان تولید ناخالص و میزان تولید خالص و میزان مالیات و بودجه کشور می پردازد.
می توان گفت که دولت ها و حکومت ها، به شیوه های مختلفی در اقتصاد یک کشور تاثیر دارند.

کومونیستی

در اقتصاد کومونیستی شخص و افراد جامعه، مالکیتی بر اموال خود ندارند و برای خرید و فروش مسکن یا زمین، باید دولت به طور مستقیم روی این اموال قیمت گذاری کند مانند حکومت شوروی سابق و کره شمالی که در این روش دولت به صورت مستقیم بر همه معاملات درون آن کشور نظارت و دخالت مستقیم داشت.
به این ساختار اقتصاد دستوری می گویند.

سوسیالیسم

زمانی که نقش مردم و دولت در تعیین کردن مسیر اقتصادی یک کشور به یک اندازه تاثیرگذار باشد اقتصاد از نوع سوسیالیسم است.
مانند کشورهای اسکاندیناوی که اختلاف طبقاتی در این کشورها به حداقل رسیده است، به این معنا که از ثروتمندان مالیات های بیشتری می گیرند و از قشر پایین جامعه مالیت کمتری گرفته می شود.

کاپیتالیسم

نظام سرمایه داری، نقش دولت و حکومت به شدت در این مدل اقتصادی کم می شود و اقتصاد را در این کشورها موسسات مالی و بانک ها و سرمایه داران آن جامعه تعیین می کنند، کشورهایی مانند آمریکا و کانادا و…
در این کشورها بازار رقابت به شدت بالا است و بشترین بازدهی مثبت اقتصادی در این کشورها رقم می خورد؛ می توان به این ساختار، اقتصاد آزاد نیز گفت.
کشور چین از نظر سیاسی کومونیست است و از نظر اقتصادی کاپیتالیسم است.

اقتصاد کلان را می توان به نحوه عملکرد و فعالیت های اقتصادی در یک نگاه کلی دانست.
اقتصاد کلان کلا 4 هدف دارد:

  • بیکاری وجود نداشته باشد.
  • قیمت ها ثابت باشند.
  • درآمد مردم به صورت عادلانه باشد.
  • اقتصاد به صورت مدوام رشد داشته باشد.

اقتصاد کلان دارای توضیحات و چرخه های بسیار زیادی است، با این حال سه موضوع و مفهوم اساسی وجود دارد که می تواند دیدگاه کامل تری به ما بدهد.

تولید و درآمد

هر چیزی که تولید شود و فروخته شود در یک کشور را می توان تولید ملی دانست.
این تعریف را می توان به عنوان یک تعریف نمادی دانست، ولی واقعیت این چنین نیست؛ واقعیت این است که زمانی که تولید در یک جامعه بالا می رود اما خریداری برای آن وجود ندارد، دولت مجبور به صادرات آن تولیدات می شود؛ حال این تولیدات می تواند کالا باشد یا می تواند کارگر باشد و برای توازن در این میان حکومت نرخ تورم را بالا برده تا کالا و کارگر با قیمت کمتری راضی به کار شود و صادرات و درامد ارزی که دارد بتواند بودجه خود را تامین، و رشد اقتصادی بهتری داشته باشد.
این عمل می تواند افراد خارجی را ترغیب به سرمایه گذاری در آن کشور کند.
این عمل در دراز مدت می تواند چرخه تولید و درآمد را مثبت کند.
به این صادرات، تولید ناخالص داخلی گفته می شود
GDP یکی از شاخص های اقتصادی موثر در بازار فارکس است.
در این شاخص، هرچه میزان صادرات یک کشور بیشتر باشد می توان به این نکته که شاید ارزش پول آن کشور کم می شود اشاره کرد.

بیکاری

درصد کارگران بدون کار نسبت به کل نیروی کار است.
این مفهوم شامل افرادی می شود که تمایل به پیدا کردن کار دارند ولی کار برای آنها پیدا نمی شود.
چند نوع بیکاری داریم:
یکی از این موارد این است که فرد کارگر بخاطر رکودی که به وجود می آید از کار بیکار می شود.
مدل دوم آن است که دستمزد کارفرمایان آنقدر بالا است که خود آن کار را انجام می دهند و کار را به کارگر نمی دهند.
مدل دیگر این است که آن کشور از نظر تکنولوژی، در سطح آن کارگر متخصص نیست یا اینکه کشور در حال توسعه، دیگر برای کارگران قدیمی که فن های قدیمی بلدند جایی ندارد؛ مانند جوشکار که در کشورهای توسعه یافته ربات این کار را انجام می دهد.

تورم و کاهش قیمت

شیوه دیگری از تورم، زمانی اتفاق می افتد که اقتصاد به شدت رشد می کند و به همین ترتیب اگر اقتصاد به شدت پایین بیاید شاهد کاهش قیمت ها هستیم.
وظیفه بانک مرکزی این است که بتواند با سیاست های پولی که دارد باعث ثابت بودن قیمت ها شود.
اگر قیمت تغییر کند، ناشی از اتفاقات اقتصادی است که به وجود می آید؛ مثلا بحران کمبود نفت می تواند عرضه را کاهش و تورم را به وجود آورد؛ که بانک مرکزی وظیفه کنترل آن را دارد، ولی در بعضی از کشورها بانک مرکزی یکی از نگهدارنده های مردم و اقتصاد است چرا که به یک بازوی دولتی تبدیل شده است.

سیاست های اقتصاد کلان

به دو شیوه می توان سیاست های اقتصاد کلان را اجرا کرد:

  • سیاست های پولی

بانک شروع به فروش اوراق قرضه می کند و میزان پولی که در چرخه اقتصادی در جریان است را جمع آوری کرده و می تواند کنترل قیمت را در دست بگیرد.

  • سیاست های مالی

سیاستی است که بر پایه مالیات است و دولت مجری آن است؛ به عنوان مثال دولت از منابع خود، شروع به ساختن یک اتوبان می کند؛ با این عمل امکان سرمایه گذاری را از مردم می گیرد ولی در حالی که این پروژه را به بخش خصوصی دهد، چرخه اقتصاد بهتر مورد چرخش قرار می گیرد؛ به همبن دلیل است که این گونه سیاست بیشتر اوقات منع می شود.
بیشتر سیاست های پولی مورد استقبال قرار می گیرد و می تواند اثر مثبت به اقتصاد آن کشور وارد کند، چرا که تصمیمات سریع تر و کاربردی تر از سیاست های مالی است؛ به این دلیل که مستقیما زیر نظر بانک مرکزی اداره می شود.

جمع بندی

هدف ما این نیست که تبدیل به یک اقتصاددان شویم، هدف از این مقاله پیدا کردن دیدگاه کلی از اقتصاد است تا بتوانیم در تصمیم گیری های مالی و تصمیماتی که برای زندگی می گیریم آگاهانه تر عمل کنیم.
در مقالات بعدی، کامل به نکات کلیدی و شاخص هایی که می توانیم از آن در تحلیل مالی استفاده کرد اشاره می کنیم.


برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه