الگوی بازگشتی کوازیمودو یا اور اند اندر(Quasimodo/over and under)

0

نوشته شده توسط استیو دبلیو
ترجمه شده توسط آکادمی دال ترید

من به این وبلاگ همیشه به عنوان دفترچه یادداشت تجربیات خودم نگاه میکردم و یکی از اولین الگوهای قیمتی که من در موردش حرف زدم، الگوی اور اند اندر (over and under) بود که بعضی از دانشجوهام به اون اسم کوازیمودو (Quasimodo) دادند.
اهم پروسه ی معامله گری من شامل این موارد ساده ی زیر است:

  1. بررسی دیدگاه بنیادی بازار: این موضوع برای من یعنی اینکه بتوانم واکنش انسان ها و ربات ها را به تاثیر اخبار بنیادی بسنجم.
  2. مرحله ی روند. بسته به تایم فریمی که معامله می کنم، میخواهم حداقل دو حرکت در مارکت دیده باشم. حال من یا در همان حرکت اول وارد می شوم یا در حرکت دوم که در هردو حالت تارگت های قیمتی از پیش تعیین شده ای برای معاملاتم دارم.
  3. گام های حرکتی یا تارگت های قیمتی. معامله گران می توانند تارگت های قیمتی بیشماری برای مارکت تشخیص بدهند. چیزی که من رفتارهای طبیعی قیمت میدونم اینه که عموما قیمت تقریبا 1.5 برابر حرکتی که قبل از آن آمده حرکت کند.
  4. چند الگوی قیمتی انگشت شما برای ورود به معامله در کف و سقف ها مهم برای گرفتن پوزیشن خلاف جهت روند یا هم جهت شدن با روند غالب استفاده میکنم. یکی از این الگوها، الگوی اور اند اندر است.

چرا ما اینقدر به این الگو علاقه داریم؟

الگوی اور اند اندر از هردو قواعد رفتارهای قیمتی متداول و غیر متداول پیروی میکند. منظور از قواعد متداول، همان مطالبی است که در مورد الگوی سر و شانه (head and shoulder) گفته میشود. منظور از غیر متداول هم این است که این الگو از قوانین خط روندهای داخلی و نقاط برخورد ما پیروی میکند.
اما مطالب خیلی بیشتری در مورد این الگو وجود دارد که من قبلا در مقالات اولیه ام اشاره ی چندانی به آنها نکرده ام. من وقتی که در اوایل در مورد این الگو حرف میزدم یک شاخصه خاصی برای این الگو تعریف کرده بودم و آن هم این بود که قیمت باید از سطح مشخصی رد بشود تا بتواند نظر خریداران یا فروشندگان را به خود جذب کند. اما مشکل اینجا بود که ممکن بود شما در بیشتر مواقع نمیتوانستید این شاخصه را به خوبی پیدا کنید و به همین ترتیب ممکن بود که کلی موقعیت معاملاتی را از دست بدهید.
به مرور زمان به این درک رسیدم که شرایط معاملاتی الگوها اهمیت خیلی بیشتری به نسبت خود الگوهای قیمتی دارد. به همین دلیل هم است که اگر توجه کرده باشید، معمولا الگوهای قیمتی در مواقعی بازدهی خوبی دارند که همجهت با روند غالب باشند. پس همیشه این نکته را مدنظر داشته باشید که وقتی که میخواهید به الگوهای قیمتی توجه کنید، شرایط معاملاتی قیمت را هم همیشه در نظر داشته باشید.

شرایط معاملاتی بر همه چیز برتری دارد

به علت همان دلیل ساده ای که در بالا عرض کردم، من خودم اهمیت بیشتری به الگوهای قیمتی میدهم که در داخل روندها تشکیل میشوند. این قوانین در همه ی بازارهای مالی صدق میکند. پس براین اساس، امروزه ما دیگر کمتر به آن شاخصه ای که در گذشته اشاره کردم، توجه میکنیم. به جای آن بیشتر به شرایط معاملاتی که الگو در آن شکل میگیرد، اهمیت میدهیم.
این شیوه ی کار ما برای بقیه الگوهای قیمتی مان هم صدق می کند و به زودی آپدیت این الگوها را هم منتشر خواهم کرد. همانطور که گفتم من صرفا به چند الگوی انگشت شما توجه میکنم. صادقانه کلا به شش الگو توجه میکنم که عبارتند از:

  1. سه برخورد Triple Taps
  2. اور اند اندر Over and Unders
  3. دابل تاپ/ باتم پولبک Double Top/Bottom Pullbacks
  4. دابل تاپ / باتم فیک اوت Double Top/Bottom Fakeouts
  5. اسکویر رووت Square roots
  6. کف و سقف های V شکل V tops or bottoms

تقریبا تمام روز کاری من هم بیشتر به این ختم می شود که به دنبال شکار کردن این الگوها(هرچه تعداد الگوهایی که همزمان با هم تشکیل میشوند بیشتر باشد برای من بهتر است) هستم. معمولا هم توجه میکنم به کاهش حجم نقدینگی در بازار و شمارش گام های حرکتی و مشخص کردن تارگت های قیمتی. در مقاله ی امروز میخواهیم صرفا بر روی الگوی over and under تمرکز کنیم.

الگوی اور اند اندر خیلی متداول تر از آن چیزی است که فکرش را می کنید

مثل بقیه الگوهای قیمتی که من از آنها استفاده میکنم یک شاخصه برای من خیلی اهمیت دارد و آن هم متداول بودن آنهاست. اگر من نتوانم الگویی را به وفور در جاهای مختلف ببینم، عقیده ام این است که دارم با شرایط استثنایی و ویژه ای سروکله میزنم. در چارت پایین میتوانید به خوبی ببینید که این الگو چقدر متداول است. خیلی از این مثال هایی که در چارت مشخص کرده ام را هم میتوانید تحت عنوان الگوی مشهور سر و شانه هم قرار بدهید.

قبل از اینکه این سوال در ذهنتان شکل بگیرد که بدانید هرکدام از این سطح ها نشان از چه چیزی هستند، میخواهم به موضوع بازدهی فکر کنید. به نظر شما کدام از این مثال ها بهترین نتیجه را برای ما به ارمغان میاورد و کدام یک از مثال ها قبل از اینکه وارد سود بشود برای ما دردسر بیشتری ایجاد میکند؟
جواب این سوال واضح است و اگر به خوبی به چارت نگاه کنید، میبینید الگوهایی که سیگنال های فروش به ما میدادند بهتر عمل کرده اند. این حرف به این معنی نیست که ما نمیتوانستیم از سیگنال های خریدی که به ما میداده بهره ببریم. ولی اگر بخواهیم از دید محافظه کارانه ای به موضوع نگاه کنیم، به این نتیجه میرسیم که معاملات فروش در این شرایط، احتمال موفقیت بیشتری داشته اند. براین اساس، شما وقتی که الگوی اور اند اندر(یا هر الگوی دیگری را) در قالب روند غالب پیدا کنید، بدانید که این ها میتوانند در مقایسه با مواقعی که میخواهید خلاف جهت روند غالب عمل کنید، بازدهی بهتری به شما بدهند و همچنین قیمت هم میتواند سریع تر به سمت تارگت هایتان پیش برود.
در چارت پایین هم میتوانید چند نمونه دیگر از این الگو را مشاهده کنید که دو مورد از آن در جهت روند و یک مورد در خلاف جهت روند اتفاق افتاده.

بعضی از الگوهای قیمتی هستند که خیلی مشهوراند، مانند الگوی سر و شانه. به همین علت هم، وقتی که معامله گران چنین الگویی را میبینید توجه خاصی به آن میکنند. به خصوص اغلب توجه ها به رفتارهای حرکتی قیمت در شانه ی راست الگو است. معامله گران وقتی که این الگو را در تایم فریم های بالا تشخیص میدهند، هنگام تشکیل شانه ی راست آن میتوانند در تایم فریم های پایین معاملات اسکلپی خیلی خوبی بگیرند. حداقل تارگت قیمتی آنها هم میتواند خط گردن الگو باشد. اگر هم قیمت بتواند خط گردن را بشکند میتوانند براساس این الگو هم تارگت قیمتی بالاتری تعیین کنند.
این الگو وقتی که در شرایط روند تشکیل می شود، ممکن است قیمت خیلی سریع خط گردن را بشکند. براین اساس من به شما پیشنهاد میکنم برای تعیین تارگت های قیمتی تان از گام های حرکتی سنجیده شده (measured moves) استفاده کنید. مانند مثال پایین:

در این مثال میتوانید چند نمونه از تشکیل الگوی اور اند اندر را در داخل روند مشاهده کنید. کسانی که از تایم فریم های پایین میترسند، باید به آنها بگویم که متاسفانه نمیتوانید خیلی از این الگوها را در تایم فریم های بالا تشخیص بدهید. در مثال بالا قیمت به خوبی توانسته خط روند نزولی را به سمت بالا بشکند. در این حالت هم شما میخواهید که همجهت با روند صعودی وارد معامله بشوید. برای پیدا کردن نقطه ی ورود و تشخیص این الگوها نیاز دارید که به تایم فریم های پایین مراجعه کنید.
همانطور که در چارت بالا مشاهده کردید من برای پیدا کردن تارگت قیمتی میان روزی از گام حرکتی در ناحیه رنج استفاده کرده ام. در حالی که دارم این مقاله را می نویسم، قیمت دارد سه تا حرکت پارابولیک به سمت بالا میزند، که این متواند نشان از کاهش قدرت روند در کوتاه مدت باشد. همچنین در سقف روند هم میتوانید یک الگوی اور اند اندر دیگر را تشخیص بدهید که هرچند من آن را مشخص نکرده ام اما الان توضیحات لازم را در مورد آن میدهم.
در این چارت شما میتوانید چند نمونه دیگر از بقیه الگوهای قیمتی را تشخیص بدهید ولی فعلا بررسی آنها از حوصله ی این مقاله خارج است. به طور کلی تشخیص الگوی اور اند اندر آسان است و به وفور هم در چارت اتفاق میافتد. در یکی از نمونه های این الگو در چارت بالا مشاهده میکنید که بعد از آن شاهد کندل صعودی قدرتمندی هستیم که این شرایط را برای ادامه ی حرکات قیمت مطلوب تر می کند.

ترکیب الگوی اور اند اندر با دیگر الگوهای قیمتی

الگوی اور اند اندر معمولا به صورت ترکیبی با دیگر الگوهای قیمتی مانند الگوی سه برخورد ظاهر می شود. در این حالت معمولا برخورد دوم از الگوی سه برخورد به عنوان نقطه ی بازگشتی شانه ی راست استفاده می شود. برای درک بهتر این موضوع به تصویر پایین نگاه کنید.

چارت بالا، چارت سه دقیقه ی یورو دلار است و همانطور که قبلا گفتم در تایم فریم های پایین شما میتوانید جزئیات بیشتری را ببینید. اگر از سمت چپ به راست شروع به تحلیل کنیم، میبینیم که قیمت از حالت یک کانال گسترده شونده به یک حرکت پارابولیک تبدیل شده و بعد از آن هم قیمت وارد یک کانال قیمتی کوچک شده که در داخل این کانال هم شاهد تشکیل الگوی سه برخورد هستیم.
اگر به چارت دقت کنید میبینید که شانه ی راست ممکن است خیلی سریع بعد از تشکیل lowest low یا highest high، شکل بگیرد. بعد از تشکیل شانه ی راست هم، یکی از مانع های مهم برای قیمت خط روند آن است که الان در چارت مشخص نکرده ام و اگر قیمت بتواند با کندل های قیمتی خوبی آن خط روند را بشکند برای ما کافی است. دیگری نیاز نیست که منتظر شکستن خط گردن باشیم.

اشتباهی به نام شکست های ناقص

موضوعی که من اعتقادی به آن ندارم، اصطلاح “شکست ناقص” است. به نظر من هیچ رفتار ناقصی در قیمت وجود ندارد. همه ی حرکات مارکت طبیعی و نورمال است و کسی وجود ندارد که بخواهد شما را گیر بیاندازد یا اینکه به دنبال ضرر کردن شما باشد. این شرایط چیزی جز این نیست که قیمت تلاش میکند که از سطح خاصی بیشتر رد بشود تا بتواند جریان سفارشات بیشتری را جمع کند و با قدرت بیشتری برگردد. بیشتر مواقع این رفتارهای قیمتی برمیگردد به معامله گرانی که سعی میکنند در دقیقه ی 90 وارد روند بشوند و عده ای هم که همیشه دوست دارند در قیمت های مطلوب تری وارد معامله بشوند.
وقتی که بحث الگوی اور اند اندر می شود، خیلی ها به آن برچسب شکست ناقص می دهند. به عقیده ی من کسانی که از این اصطلاح استفاده می کنند، صرفا دارند خودشان را گول میزنند. آنها فکر میکنند که سطوح حمایتی و مقاومتی که آنها تشخیص میدهند از قرآن آمده و همه باید بهش احترام بذارند و از طرف دیگر هم فکر میکنند که همیشه عده ای کله گنده پشت این مارکت هستند تا آنها را به اشتباه بیاندازند(البته بخش دوم این جمله حقیقت دارد و همیشه افرادی هستند که از ضرر دیگران سود میکنند). برای اینکه شما دچار چنین مشکلات و سردرگمی هایی نشوید، به شما پیشنهاد میکنم از این دو قانون پیروی کنید:

  1. انتظار هرچیزی را داشته باشید
  2. رفتارهای طبیعی قیمت را به خوبی بشناسید

این برای قیمت خیلی طبیعی است که سطوح را بشکند. شما اگر همراه با روند شوید، این شما خواهید بود که قیمت را شکست خواهید داد نه قیمت سطوح شما را.
استفاده از تایم فریم های پایین و پیدا کردن چنین الگوهایی به شما کمک میکند که در جهت درست مارکت باشید. در پست های بعدی بیشتر در مورد بقیه الگوهای قیمتی بحث خواهم کرد.

برای دریافت جدیدترین به روز رسانی ها در موبایل خود مشترک ما شوید

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ

This website uses cookies to improve your experience. We'll assume you're ok with this, but you can opt-out if you wish. پذیرفتن ادامه