دوره ی جامع معامله گری استیو دبلیو منتشر شد. برای کسب اطلاعات بیشتر بر روی این لینک کلیک کنید.

آیا بهتر است که فقط روی یک جفت ارز معامله کنیم یا همزمان چندین نماد را بررسی کنیم؟

 

نوشته شده توسط استیو دبلیو
ترجمه شده توسط آکادمی دال ترید

این سوالی است که بارها در طول این سالها از من پرسیده شده و امروز هم دوباره یکی از اعضا این سؤال رو از من پرسید.
پاسخ به این سؤال ساده است و آن هم این است که بستگی به سبک معاملاتی شما دارد.

اول از همه یه پاسخ کوتاه به این سؤال بدم:
اگر جزو معامله گرانی هستید که معاملات میان روزی میگیرید، بررسی یک تا سه نماد معاملاتی کافی است و اگر هم سیستم معاملاتی تان کاملا تصمیم محور است، من پیشنهاد میکنم که نهایتا دو نماد را بررسی کنید.
معامله گرانی که معاملات میان مدت باز میکنند، به علت استراتژی و سیستم معاملاتی شان نیاز دارند که نمادهای بیشتری را بررسی کنند. چون شما نمیتوانید هر روزه در یک نماد، موقعیت های معاملاتی بلند مدت پیدا کنید. پس بر این اساس این دسته از معامله گران نیاز است که به چندین نماد معاملاتی توجه کنند. همچنین لازم به ذکر است که این دسته از معامله گران چون وقت بیشتری برای تحلیل نماد ها دارند، میتوانند در کنار حفظ دقت معاملاتی شان، به تحلیل نمادهای دیگر هم بپردازند.

حال برویم سراغ علت این پاسخ:
همانطور که میدانید هرکدام از نمادهای معاملاتی شاخصه های مختص به خود را دارند و هرکدام متفاوت از دیگری در بازار حرکت میکنند. این موضوع هم به لطف بالا بودن نقدینگی و جریان سفارشات در این بازار است. به همین علت هم است که شما نمیتوانید نمادی را پیدا کنید که دقیقا شبیه به نماد دیگری حرکت کند. برهمین اساس هم شما لازم است که به هر نماد به دید متفاوت نگاه کنید و هر نماد را جدا تحلیل کنید. به همین دلیل هم است که بعضی از معاملاتی الگوریتمیک کوتاه مدت یا بعضی از بلند مدت ها هم برای هر جفت ارز سیستم خاص خود را دارند.

این موضوع را فراموش نکنید که بحث نقدینگی (liquidity) با حجم (volume) متفاوت است.

متفاوت بودن نقدینگی و حجم

 

 

منظور از نقدینگی، سفارشات اجرا نشده یا لیمیت اوردرهایی هستند که در اوردربوک گذاشته میشوند. اما حجم برمیگردد به سفارشات اجرایی شده در بازار. یعنی مارکت اوردرهایی که توانسته اند لیمیت اوردرها را اجرا کنند. در طول این سالها بارها شنیده ام که افراد این دو موضوع متفاوت را به اشتباه به کار میبرند. اما، بدانید که واقعیت موضوع همینی است که گفتم.

خب هرچند که این دو موضوع باهم در ارتباط هستند، اما قیمت به نسبت مقدار سفارشات مارکت و لیمیت در هر سطحی حرکت میکند. هرچه سفارشات لیمیت بیشتر از مارکت باشد، حرکت قیمت سخت تر خواهد شد.
برهمین اساس هم است که ما در نمادهای مختلف، شاهد درجات مختلفی از نوسانات قیمت هستیم.

پس اگر برایتان سؤال بوده که چرا نماد x به اندازه ی نماد y حرکت نمیکند، به این دلیل است که نسبت لیمیت اوردرها و مارکت اوردرها در نماد x در مقایسه با نماد y متفاوت است.

من خودم به شخصه دوست دارم که نمادهایی که معیارهای کافی را دارند معامله کنم. یعنی نمادهایی که نه آنچنان نوسانی باشند و نه آنچنان کم نوسان. به زبان دیگه میتوانیم بگیم که نه نقدینگی خیلی زیادی داشته باشد و نه نقدینگی خیلی کم. علت این کارم هم این است که به این شکل من کنترل بیشتری بر روی نماد معاملاتی ام دارم. به عنوان مثال در این نمادهایی که برای معامله انتخاب میکنم به نسبت نمادی مانند فیوچرز نزدک کنترل بیشتری بر روی حرکات قیمت دارم. در این صورت من میدانم که در هر قیمت، کدام طرف از بازار کنترل بیشتری به دست دارد و چه مقدار جریان سفارشات لازم است که بتواند قیمت را از نقطه ی A به B برساند.

علت اصلی این هم که شما نمیتوانید بر حرکات نماد معاملاتی مثل فیوچرز نزدک کنترل خوبی داشته باشید، این است که در این نماد شما به وفور شاهد حرکات غیرقابل پیش بینی هستید. در این نوع نماد ها، قدرت بیشتر در دست مارکت اوردرها است. یعنی اینکه هرچه مارکت اوردر خرید بیشتر باشد، قیمت هم به راحتی با قدرت بالا میرود. برعکس همین موضوع هم صادق است. از طرف دیگر اگر در نمادی کنترل بیشتر در دست لیمیت اوردرها باشد، با هر نوع تغییری در اینها شما به خوبی میتوانید متوجه بشوید که قدرت بیشتر در دست خریداران است یا فروشندگان. این حرفم به این معنی است که کسانی که سفارش لیمیت در بازار میگذارند، از روی هوا این کار رو نمیکنند(هرچند که ممکنه بعضی وقت ها هم این کار رو کنند). اما اساسا این کار رو نمیکنند و در هر حال شما باید احتیاط های لازم رو داشته باشید. مارکت اوردرها در هر لحظه میتونن وارد بازار بشن و در عرض یک ثانیه کل تحلیل تکنیکال را زیر سوال ببرند. در این حالت ها هم شما صرفا با یک حرکت پرمومنتوم مواجه خواهید شد که هیچ کاری هم از دستتون برنمیاد.

خیلی از معامله گران، بیشتر تازه کارها و بعضی از باتجربه ها، عاشق نمادهایی هستند که نقدینگی کمی دارند و قیمت در طول روز مثل یویو بارها بالا و پایین میکند. نمادهایی مانند نفت، دکس و فیوچرز نزدک از این دسته هستند. من خودم به تجربه برایم ثابت شده که در چنین نمادهایی نمیتوانم به خوبی نمادهایی که نقدینگی بیشتری دارند، عمل کنم.

از طرف دیگر هم نمادهایی که نقدینگی خیلی زیادی هم دارند را معامله نمیکنم. به عنوان مثال تا حالا از من ندیده و نشنیده اید که برم و در فیوچرز E-Mini S&P معامله کنم. علت این کارم هم میزان حرکاتش است. هرچند که ممکنه چنین نمادی بعضی وقت ها حرکات خوبی انجام بده، اما نوسانات میان روزی است آنقدری نیست که جوابگوی نیازهای من باشه.

در کل بخش مهم انتخاب نمادهای معاملاتی، به دو مقوله ی میزان دقت و تمرکز شما بستگی داره.

اگر زمانی کمی دارید و دارید میان روزی معامله میکنید و برخود لازم میدونید که حتما باید موقعیت معاملاتی پیدا کنید، حتما مطمئن شوید که دارید دقت و تمرکزتان را به درستی به کار میبرید. به گونه ای نباشه که تمرکز کافی برای معامله نداشته باشید و همچنین به این توجه کنید که زمانتان را هم به هدر ندهید.

یکی از اشتباهات رایج میان معامله گران اینه که وقتی که چندین نماد رو باهم بررسی میکنند، حرکات و دلایل رفتارهای حرکتی در یک نماد را با دیگر نمادها به اشتباه میگیرند. من معتقد هستم که انسان ها به ندرت توانایی انجام چندین کار رو باهم دارند و این یک خیال بیش نیست. ما در هر زمان فقط میتوانیم بر روی یک کار به خوبی تمرکز کنیم.

 

بهتر است که یک کار رو 100 درصد درست انجام بدید تا اینکه 5 کار رو هرکدام 50 درصد درست انجام بدید

 

 

دیدگاه کاربران
  • آرش 4 دی 1401

    خیلی ممنون
    عالی بود

    • سلام وقتتون بخیر
      خیلی ممنونم از نظرتون
      امیدوارم مطالب براتون مفید بوده باشه

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *